شعر باد بهاری

نوشته شده توسط: d1admin
6 ماه قبل
45 بازدید


شعر باد بهاری در کتاب فارسی ششم آورده شده است. در این بخش میتوانیم این شعر را بخوانیم و توضیح و تفسیر آن را هم بدانیم.

بادِ بهاری وزید، از طرفِ مرغزار
باز به گردون رسید، نالهٔ هر مرغ‌ِ زار
سرو شد افراخته، کارِ چمن ساخته
نعره زنان فاخته، بر سر بید و چنار
گل به چمن در بر است، ماه مگر یا خور است
سرو به رقص اندرست، بر طرفِ جویبار
شاخ که با میوه‌هاست، سنگ به پا می‌خورد
بید مگر فارغ است، از ستمِ نابکار
شیوهٔ نرگس ببین، نزد بنفشه نشین
سوسن رعنا گزین، زرد شقایق ببار
خیز و غنیمت شمار، جنبش بادِ ربیع
نالهٔ موزونِ مرغ، بوی خوش لاله‌زار
هر گل و برگی که هست، یادِ خدا می‌کند
بلبل و قمری چه خواند؟ یادِ خداوندگار
برگ درختان سبز، پیشِ خداوند هوش
هر ورقش دفتری‌ست، معرفتِ کردگار
وقتِ بهارست خیز، تا به تماشا رویم
تکیه بر ایام نیست، تا دگر آید بهار
بلبلِ دستان بخوان، مرغِ خوش الحان بدان
طوطیِ شکرفشان، نقل به مجلس بیار
بر طرف کوه و دشت، روزِ طواف‌ست و گَشت
وقتِ بهاران گذشت، گفتهٔ سعدی بیار

تفسیر شعر

در این غزل، سعدی با زبان طبیعت وصف بهار را آغاز می‌کند: «باد بهاری وزید از طرف مرغزار»، یعنی نسیم بهاری از مرغزار پخش شد و به گردون (آسمان) رسید، همراه با نالهٔ هر پرندهٔ ضعیف یا دردمند. سپس طبیعت به رقص آمده: سروی افراشته، چمن ساخته، فاخته نعره می‌زند، بید و چنار در کنار جویبار حضور دارند. گل‌ها با چمن در آغوش‌اند، ماه یا خورشید درخشیده، و میوه‌ها بر شاخه‌ها با سنگ به پا می‌خورند — این تصویرها نشان‌دهندهٔ سرزندگی و پویایی طبیعت‌اند.

در بخش بعدی، شاعر دعوت می‌کند: «خیز و غنیمت شمار، جنبش باد ربیع» — یعنی برخیز و از این بهار که فرصت گذراست، استفاده کن. سپس تذکر می‌دهد که هر گل و برگ یادآور خداوند است، و موسیقی پرندگان — بلبل و قمری — نیز خوانندهٔ یاد خداوندگارند. برگ‌های درختان سبز همچون دفاتری هستند برای معرفتِ آفریدگار.

در نهایت، سخن به فراخوان می‌رسد: وقت بهار است، تکیه بر ایام مکن چون دوباره نخواهد آمد؛ بلبل‌ها را بخوان، طوطی شکرفشان را به مجلس بیاور، و بدان که روز طواف در سراسر کوه و دشت است. یعنی بهار، سفرهٔ گستردهٔ خداوند برای انسان است، انسان باید بیدار شود و بهره گیرد.

به‌طور کلی، مضمونِ اصلی غزل، سرزندگی طبیعت در بهار است که به‌عنوان نشانه‌ای از خودآگاهی، یاد خدا و فرصتِ زندگی بازنمایی می‌شود. شاعر به ما می‌گوید: مانند طبیعت، شاد و زنده باش، بدان هر لحظه ارزش دارد، و بدان که آفریننده بزرگ را می‌توان در هر شاخه، هر گل، هر نسیم شنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *