نظریه دلبستگی: هویت و فضای مجازی

نوشته شده توسط: d1admin
7 ماه قبل
26 بازدید

بسیاری از افراد در شبکه های اجتماعی مجازی حضور دارند، جایی که میتوانند نمایه (پروفایل) ایجاد کنند و با دیگران به عنوان بخشی از کارهای روزمره خود تعامل داشته باشند همانطور که شبکه های اجتماعی مجازی کاربران بیشتری را جذب میکنند، مشکل رفتار ناسالم کاربر مانند اعتیاد به شبکههای اجتماعی مجازی ایجاد میشود استدلال شده است که سبک های هویت ممکن است عامل مهمی برای توضیح اینکه چرا افراد در استفاده اعتیادآور از شبکه های اجتماعی مجازی درگیر میشوند باشد با اقتباس از «نظریه حالات هویت مارسیا» چهار منزلت را برای هویت تحصیلی شامل هویت تحصیلی موفق، دنباله رو، دیررس و هویت تحصیلی سردرگم در نظر گرفته اند . برخی از محققان تأکید کردند که رفتارهای اعتیادآور می تواند به شدت با فرآیندهای هویتی و رشد افراد مرتبط باشد. اکثر مطالعاتی که رابطه بین اعتیاد به شبکههای اجتماعی مجازی و هویت افراد را تحلیل میکنند، به طور خاص بر هویت اجتماعی متمرکز شده اند. بر اساس نظریه دلبستگی افراد دلبسته ایمن بیشتر خواهان حمایت هستند و سعی در تعدیل هیجانات و حل و فصل کردن آنها دارند . برعکس افراد دارای سبک دلبستگی ناایمن دوسوگرا علی رغم اینکه خود را بی ارزش و ناکافی می دانند، دیگران را مثبت درک می کنند و این افراد ممکن است نخواهند نسبت به خود دلسوزی نشان دهند، زیرا ارزش خود را پایین دارند، اما ممکن است نسبت به دیگران دلسوزی نشان دهند زیرا آنها را ارزشمند می دانند. شوهلر و همکاران (2009) مدلی را پیشنهاد کرد که پیوند بین اعتیاد به اینترنت و سبک های دلبستگی را روشن می کند و معتقدند که اعتیاد به اینترنت و اعتیاد به شبکه های اجتماعی مجازی تحت تأثیر دلبستگی ناایمن هستند. از این منظر، اعتیاد به فضای مجازی نشان دهنده تلاشی ناقص برای رسیدگی به کمبودهای اولیه دلبستگی است . در همین راستا، بریش؛ به نقل از ایچنبرگ و همکاران، مدلی را معرفی کرد که «شیء مرجع» را به عنوان مرکزی برای درک اعتیادها قرار می دهد. طبق این مدل، کارکرد اصلی اعتیاد به شبکه های اجتماعی، فرار از احساسات منفی نیست، همانطور که اغلب در مورد اعتیاد به مواد مخدر اتفاق می افتد. در عوض، به عنوان یک رفتار اجتماعی بیش از حد با واسطه دیجیتالی در نظر گرفته می شود که هدف آن جایگزینی برای دلبستگی های ناایمن است. اما آنچه میتواند اهمیت داشته باشد و در تحقیقات قبلی کمتر به آن اشاره شده است، بررسی نقش متغیرهای میانجی است که در این پژوهش به مطالعه خودکارآمدی تحصیلی بهعنوان یک متغیر میانجی پرداخته شده است، چرا که خودکارآمدی تحصیلی هم از پیش بینی کننده های این پژوهش یعنی هویت تحصیلی ، سبک دلبستگی و هم از راهبردهای تنظیم هیجان تأثیر می پذیرد و هم بر پیامدهای این پژوهش یعنی اعتیاد به شبکههای اجتماعی مجازی تأثیر میگذارد لذا میتواند یک متغیر میانجی مناسب در این پژوهش باشد. نظریه شناختی-اجتماعی بندورا به عنوان چارچوب نظری برای مطالعه حاضر استفاده شد. خودکارآمدی نقش اساسی در نظریه شناختی اجتماعی به عنوان پیشروی رفتار عاملی و درگیری بهینه ایفا می کند، زیرا افراد تمایل بیشتری به شرکت در فعالیت هابی دارند که احساس می کنند در آنها موفقیت را تجربه خواهند کرد . بندورا خودکارآمدی را اینگونه تعریف کرد: «باورهای مردم در مورد توانایی هایشان برای ایجاد دستاوردهای معین» خودکارآمدی تحصیلی به اعتماد دانش آموز به موفقیت خود در انجام وظایف تحصیلی در مدرسه اشاره دارد. یک مطالعه نشان داده است که استفاده فعال از شبکه های اجتماعی تأثیر مثبت و قابل توجهی بر تجربه شیفتگی تحصیلی دانش آموزان دارد و علاوه بر این، بین خودکارآمدی تحصیلی ضعف با استفاده فعال از شبکه های اجتماعی رابطه وجود دارد در اهمیت و ضرورت پژوهش میتوان گفت که تلفن همراه و شبکههای اجتماعی مجازی از یکسو دارای برخی اثرات مطلوب کارکردی مانند اطلاعرسانی، دوستیابی و برقراری ارتباط با دیگران است و از سوی دیگر، کارکردهای نامطلوبی نیز دارد.یکی از پیامدها و کارکردهای نامطلوب این تکنولوژی، اعتیاد به آن است که بهعنوان یک اختلال و اعتیاد رفتاری از آن یاد شده است و افراد معتاد به آن بخش اصلی از زندگی روزمره خود را به آن اختصاص میدهند نتایج نشان داد که خودکارآمدی تحصیلی در رابطه بین هویت تحصیلی سردرگم با اعتیاد به شبکههایاجتماعی نقش میانجی و معنادار دارد. گرچه پژوهشی انجام نشده است که در راستای این نتیجه بهدستآمده باشد، لذا همسویی و ناهمسویی این نتیجه بهدستآمده با نتایج تحقیقات قبلی مشخص نیست؛ اما میتوان این نتیجه با همراستا با تحقیقات امپراتو و همکاران (2022)، مارینو و همکاران (2016) و جعفری و همکاران (1400) دانست که روابط بین سبکهای هویت و اعتیاد به شبکههای اجتماعی مجازی را نشان دادهاند. همچنین راهبردهای شناختی در یادگیری، همسویی میتواند داشته باشد که روابط خودکارآمدی تحصیلی با اعتیاد به شبکههای اجتماعی مجازی را نشان دادهاند. در تبیین این نتیجه بهدستآمده میتوان گفت که هویت عبارت است از پاسخ فرد به پرسش «من کیستم؟». پاسخهایی که جنبههای فردی و جنبههای اجتماعی دارند. هویت مانند یک اصل، به کار میرود که فرد برا هویت سردرگم به عدم تعهد همراه با اهمال در رابطه با تصمیم گیری درباره ارزش تحصیلی مربوط می شود؛ بنابراین دانش آموزی که از هویت تحصیلی سردرگمی برخوردار است، این سردرگمی با عدم تعهد همراه با اهمال در رابطه با تصمیم گیری درباره ارزش تحصیلی همراه است و باعث می شود میزان باور دانش آموزان به توانایی ها و موفقیت های خودشان کمتر باشند و سطوح کمتری از خودکارآمدی تحصیلی از خود بروز دهند. چنین دانش آموزانی که خودکارآمدی تحصیلی ضعیفی دارند، کمتر برای زندگی تحصیلی خود هدف دارند و برنامه مشخصی برای آینده تحصیلی خود نداشته و همین باعث می شود که شکست های بیشتری را تجربه کنند و برای فرار از هیجانات منفی این شکست ها با روی آوردن به فضای مجازی و شبکه خاب اجتماعی مجازی دنیای دیگری را برای خود ترسیم کند و در آن دنیا وقت بیشتری صرف کند. میکولینسر و شاور (2003) یک مدل یکپارچه از پویایی سیستم دلبستگی را پیشنهاد و فرموله کردند که تفاوت های موجود در راهبردهای تنظیم هیجان را که توسط افراد با سبک های دلبستگی متمایز پذیرفته شده پس از فعالسازی سیستم دلبستگی روشن می کند. بر اساس این مدل افرادی که با اضطراب ناایمن دوسوگرا دست و پنجه نرم می کنند، به جای استفاده از راهبردهای دلبستگی ایمن (کمک از چهره های دلبستگی) از راهبردهای بیش فعال سازی و غیرفعال سازی به عنوان مکانیسم هایی برای مقابله و کاهش استرس متوسل می شون. دانش آموزانی که این سبک دلبستگی (دوسوگرا) را ایجاد می کنند، به نظر می رسد که علاقه ای به تماس با همسالان ندارند، زیرا تلاش های اجتماعی کمتری انجام می دهند و نسبت به همتایان خود که سبک های دلبستگی ایمن را توسعه می دهند، کمتر به پیشنهادات اجتماعی دیگر همسالان پاسخ می دهند، . همچنین به نظر میرسد دانشآموزان مضطرب/دوسوگرا راهبردهایی را اتخاذ میکنند که نشان دهنده نابالغی یا ضعف آنها – اغلب از طریق نمایشهای عاطفی – برای افزایش مراقبتی که دریافت میکنند، نشان میدهد که آنها در برابر تماسهای نزدیک مقاومت میکنند اما اقداماتی را انجام میدهند که توجه خود را جلب میکند . این ناایمن بودن در دلبستگی تأثیرات منفی بر خودکارآمدی تحصیلی دانشآموزان دارند و دانشآموزانی که دلبستگی ایمنی دارند به دلیل حساس، پاسخگو و در دسترس بودن مراقبین، حس شناختی مثبت در خود ایجاد میکنند و باعث میشود فرد خودارزیابی و خودکارآمدی مثبتی از خود در زندگی تحصیلی احساس کند و برعکس دانشآموزان سبک دلبستة اضطرابی (دوسوگرا)، خودکارآمدی تحصیلی منفی در خود شکل میدهند و همین مسئله باعث میشود فرد نسبت به خود و توانمندیهای خودارزیابی مطلوبی نداشته باشد و برای فرار از این خودانگارهها و خودکارآمدی- های تحصیلی منفی در استفاده از فضای مجازی استفاده مدیریت شدهای نداشته باشد و بیشتر نسبت به دیگر دانشآموزان به آن اعتیاد پیدا کند. لذا منطقی است گفته شود که خودکارآمدی تحصیلی در رابطه بین دلبستگی ناایمن دوسوگرا با اعتیاد به شبکههای اجتماعی مجازی در دانشآموزان نقش میانجی داشته باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *